|
 1 شايعه سازي با خبرهاي خبرنگاران كتاب در ايام نمايشگاه گاهي اوقات چنان ميگيرد كه نگو و نپرس. مثلا دوسال قبل وقتي مسئول بخش بازارجهاني كتاب و بين الملل بيستمين نمايشگاه كتاب بودم، تيتر زدم كه يانگوم در نمايشگاه كتاب تهران، يك مصاحبهي خيالي هم با او در غرفهي كره انجام دادم و منتشر كردم. كار به جايي رسيد كه شب خواهرم زنگ زد و گفت تو امروز با يانگوم مصاحبه كردي؟ دوستم ديدتت! واقعيت اما اينجا بود كه سي.ديهاي بدون سانسور فيلم پربينندهي آن روزگار براي اولين بار در نمايشگاه پخش ميشد. حالا قضيه از اين قرار است كه امسال ظاهرا غرفهي كره جدي جدي جومونگ را به نمايشگاه آورده؛ البته نه خودش را، كتابش را، آن هم در 5 جلد. بعضيها ميگويند سريال پرطرفدار كرهاي از روي همين كتاب ساخته شده، كتاب به زبان اصلي است و من نميدانم كساني كه اين كتاب را ميخرند چطور ميخواهند آن را بخوانند. هرچه گشتم آن حروف الفبا و دستور زبان كرهاي را كه آن سال به مناسبت پخش آن خبر كذب مسئولين غرفهي كره بهم دادند پيدا كنم و اينجا گوشههايياش را منتشر كنم به تيتر راهنماي خواندن كتاب زندگينامهي جومونگ حقيقي، پيدا نشد. بالاخره اين هم ترفندي است براي اشاعهي فرهنگ كرهاي كه ايرانيهاي سفارت و خود مسئولينشان حسابي به آن واردند. 2 از اتفاقات مهم نمايشگاه امسال، به نظر من، انتشار مجموعهي بيست و يك ـ بيست و دو جلدي مجلهي راهنماي كتاب توسط يكي از ناشران اسم و رسم دار است با قيمتي كمتر از نصف قيمت بازار آزاد؛ يعني 450000تومان. همين دو سه ماه قبل از يكي از مجموعهدارها قيمت گرفتم تا اگر بشود دستي بالا بزنم و اين مجموعه را بخرم، قيمتش حدود يك مليون و سيصد هزار تومان بود. حالا شايد شما بپرسيد اين راهنماي كتاب اصلا چي هست كه من اينقدر ميخواستم و ميخواهم پول بالايش بدهم!؟ اين مجموعه به شكلي نيمي از ادبيات معاصر ايران و جهان است. آن روزگار يعني از اوايل دههي بيست شمسي چند نشريه مشغول به كار شدند كه حسابي ذهن مردم را به ادبيات ايران و جهان تغيير دادند، يكي از اين نشريات همين راهنماي كتاب بود، يكي ديگر يغما، بود، يكي ديگر آينده بود، (كه آينده از سال 1306 يا 1307 شروع به كار كرد و با فاصلههاي زماني نا مشخص تا 1375 – 1376 اگر اشتباه نكنم زير نظر خانوادهي افشار (محمود (پدر) و ايرج (پسر) منتشر ميشد.) يكي ديگر سخن بود. تغريبا اين نشريات با جدي شدن انقلاب بهمن ماه 1357 ايران، منفعل و بعد هم به كلي تعطيل شدند. مثل بنياد شاهنامه و خيلي مراكز فرهنگي تأسيس شده در دهي هزار و سيصد و پنجاه. دوستاني كه دوست دارند جريانات اتفاق افتاده در فرهنگ ايران آن روزگار را بخوانند و دلايل تعطيلي اين نشريات را ميتوانند به سرمقالههاي محمود عنايت در مجلهي نگين مراجعه كنند. البته توقع نداشته باشيد كه يك دفعه محمود عنايت نبشيند و هر نشريه را بررسي كند، او در آن سرمقالهها حرفهاي پيش از انقلاب را رو به روي عملكردها گذاشته، از نظر فرهنگي البته. 3 متني كه براي (2) نوشتم خودش يك معرفي نسبتا مفصل بود. اما ميخواهم يك كتاب ديگر را هم معرفي كنم، آن هم «ارتباط خوشنويسي و موسيقي ايراني» است، نوشتهي مهديه ميداني. اين كتاب توسط انتشارات شلاك منتشر شده و امسال اولين سال حضورش در نمايشگاه است. اگر به موسيقي و خوشنويسي ايراني علاقه داريد حتما آن را بخوانيد، كه از دست دادن نثر يك كتاب اولي كه با پژوهش شروع كرده ديدن دارد، و خواندن، و خوشحال شدن ؛ كه از پس كتاب بر آمده است.
|